استراتژی شرط بندی دالامبر در رولت | افزایش شانس برد با روش های ساده
استراتژی شرط بندی دالامبر در رولتtting Strategy) برای دهه ها به عنوان یکی از روش های کلاسیک و محبوب در میان علاقه مندان به بازی رولت شناخته شده است. این سیستم که نام خود را از ریاضیدان، فیزیکدان و فیلسوف برجسته فرانسوی قرن هجدهم، ژان لو رُوند دالامبر (Jean le Rond d’Alembert) وام گرفته است، رویکردی سیستماتیک و با ریسک کنترل شده برای شرط بندی ارائه می دهد. برخلاف استراتژی های تهاجمی مانند سیستم مارتینگل (Martingale) که در آن مبالغ شرط پس از هر باخت به صورت هندسی (دو برابر) افزایش می یابند، سیستم دالامبر یک پیشرفت حسابی (Arithmetic Progression) را دنبال می کند.
این استراتژی به طور خاص برای ارائه ی رویکردی متعادل تر طراحی شده است. هدف اصلی آن کمک به بازیکنان برای حفظ پیشرفت های شرط بندی ثابت، مدیریت مؤثرتر سرمایه (Bankroll) و کاهش نوسانات شدید مالی است. در واقع، استراتژی دالامبر تلاشی است برای اعمال منطق ریاضی بر یک بازی مبتنی بر شانس، با تمرکز بر بازیابی تدریجی ضررها به جای تعقیب سریع آن ها.
آیا از بازی رولت لذت می برید اما همواره به دنبال یافتن یک روش بازی هوشمندانه تر و کم تنش تر هستید؟ در این راهنمای جامع و تخصصی، به بررسی عمیق و دقیق استراتژی دالامبر�داخت. ما مثال های مفصلی از نحوه ی عملکرد آن در بازی رولت ارائه خواهیم کرد، مبانی تئوریک (و نواقص آن) را تشریح می کنیم، و تکنیک های پیشرفته ای را که بازیکنان باتجربه می توانند برای بهینه سازی استراتژی شرط بندی خود استفاده کنند، به تفصیل بررسی خواهیم کرد.
استراتژی دالامبر چیست؟

سیستم دالامبر در هسته ی خود، یک استراتژی پیشرفت منفیssion Strategy) محسوب می شود. این تعریف به این معناست که بازیکن پس از هر باخت، مبلغ شرط خود را افزایش می دهد و پس از هر برد، آن را کاهش می دهد. این رویکرد کاملاً در تضاد با سیستم های پیشرفت مثبت (مانند سیستم پارولی) قرار دارد که در آن ها بازیکن پس از برد، شرط خود را افزایش می دهد.
تفاوت بنیادی و جذابیت اصلی دالامبر در سرعت پیشرفت�ن پیشرفت بسیار تدریجی تر از سیستم هایی مانند مارتینگل است. در سیستم مارتینگل، شرط ها پس از هر باخت دو برابر می شوند که می تواند به سرعت بازیکن را به سقف محدودیت های میز (Table Limits) برساند یا کل سرمایه اش را نابود کند. در مقابل، در استراتژی دالامبر، شما تنها یک واحد (One Unit) به مبلغ شرط خود اضافه یا از آن کم می کنید. این ویژگی، سیستم را به گزینه ای بسیار کندتر، امن تر و با ریسک به مراتب کمتر تبدیل می کند.
مبانی تئوریک: تعادل و مغالطه قمارباز
ژان لو رُوند دالامبر (1717-1783)، که یکی از چهره های شاخص عصر روشنگری و همکار در پروژه بزرگ *Encyclopédie* بود، این سیستم را بر اساس باوری به تعادل طبیعی�های شانسی بنا نهاد. ایده اصلی او، که اغلب با “مغالطه قمارباز” (Gambler’s Fallacy) مرتبط دانسته می شود، این بود که در یک سری از رویدادهای تصادفی (مانند پرتاب سکه یا چرخش چرخ رولت)، نتایج در نهایت به تعادل می رسند. یعنی یک باخت، احتمال برد در دور بعدی را کمی افزایش می دهد و بالعکس.
از دیدگاه ریاضیات مدرن و نظریه احتمالات، این فرض نادرست�خش چرخ رولت یک رویداد مستقل (Independent Event) است و نتیجه ی آن هیچ ارتباطی با نتایج قبلی ندارد. توپ حافظه ندارد. با این حال، استراتژی دالامبر نه به دلیل مبنای تئوریک اولیه اش، بلکه به دلیل ساختار مکانیکی خود در مدیریت سرمایه محبوبیت یافته است.
دالامبر در مقابل مارتینگل: تحلیل مقایسه ای
برای درک بهتر ارزش سیستم دالامبر، مقایسه مستقیم آن با مارتینگل ضروری است:
- سرعت پیشرفت: مارتینگل یک پیشرفت هندسی (Geometric) است (مثلاً: 10، 20، 40، 80، 160 دلار). دالامبر یک پیشرفت حسابی (Arithmetic) است (مثلاً: 10، 20، 30، 40، 50 دلار).
- ریسک و نوسان: ریسک در مارتینگل بسیار بالا است. یک دور باخت طولانی (مثلاً 7 باخت متوالی) می تواند فاجعه بار باشد. در دالامبر، ریسک پایین تر و نوسانات سرمایه بسیار ملایم تر است.
- نیاز به سرمایه (Bankroll): مارتینگل به سرمایه ای بسیار هنگفت نیاز دارد تا بتواند در برابر باخت های متوالی مقاومت کند. دالامبر با سرمایه های متوسط نیز قابل اجرا است.
- سرعت بازیابی ضرر: مارتینگل طراحی شده تا با یک برد، تمام ضررهای قبلی به علاوه ی یک واحد سود را جبران کند. در دالامبر، بازیابی ضررها تدریجی است و ممکن است به چندین برد نیاز داشته باشد.
استراتژی شرط بندی دالامبر چطور کار می کند:
اجرای این استراتژی به طرز شگفت آوری ساده است و تنها به سه گام اساسی نیاز دارد. انضباط در پیروی از این گام ها کلید موفقیت در استفاده از این سیستم است.
گام اول: انتخاب واحد پایه (Base Unit)
این مهم ترین تصمیم شما قبل از شروع بازی است. واحد پایه�ست که تعیین می کند شرط شما چقدر افزایش یا کاهش یابد. این واحد باید بخش بسیار کوچکی از کل سرمایه ی شما باشد. یک قانون کلی خوب، تنظیم واحد پایه بین 0.5% تا 1% از کل موجودی شما است.
بهعنوان مثال، اگر شما با 1000 دلار� می شوید، یک واحد پایه منطقی می تواند 5 یا 10 دلار باشد. انتخاب واحد پایه کوچک تر (مانند 1% یا کمتر) به شما امکان می دهد تا در برابر دوره های باخت طولانی تر مقاومت کنید و امنیت سیستم را به حداکثر برسانید. واحد پایه بزرگ تر، بازی را سریع تر اما پرریسک تر می کند.
گام دوم: افزایش پس از باخت
قانون ساده است: پس از هر باخت� خود را به اندازه ی یک واحد پایه افزایش می دهید.
- اگر واحد پایه شما 10 دلار است و شرط اول 10 دلاری شما می بازد، شرط بعدی شما 20 دلار خواهد بود.
- اگر شرط 20 دلاری نیز باخت، شرط بعدی شما 30 دلار خواهد بود.
- و به همین ترتیب (40 دلار، 50 دلار و…).
گام سوم: کاهش پس از برد
قانون متقابل نیز ساده است: پس از هر برد� خود را به اندازه ی یک واحد پایه کاهش می دهید.
- اگر شرط 30 دلاری شما برنده شود، شرط بعدی شما 20 دلار خواهد بود.
- اگر شرط 20 دلاری نیز برنده شود، شرط بعدی شما 10 دلار خواهد بود.
نکته کلیدی:مبلغ شرط خود را به کمتر از واحد پایه کاهش نمی دهید. اگر در شرط اول (که 10 دلار بود) برنده شدید، شرط بعدی شما باز هم 10 دلار باقی می ماند. 10 دلار “کف” شرط بندی شماست.
شرط های مناسب برای دالامبر
این استراتژی منحصراً برای شرط های با شانس برابر (Even Money Bets) در رولت طراحی شده است. این شرط ها شانس بردی نزدیک به 50% دارند و پرداخت آن ها 1 به 1 است. این شرط ها عبارتند از:
- قرمز / سیاه (Red / Black)
- فرد / زوج (Odd / Even)
- پایین / بالا (1-18 / 19-36)
مهم است که تأثیر “برتری کازینو” (House Edge)ید. در رولت اروپایی (که یک صفر ‘0’ دارد)، شانس برد این شرط ها 48.6% است (نه 50%) که برتری 2.7% به کازینو می دهد. در رولت آمریکایی (که ‘0’ و ’00’ دارد)، شانس برد به 47.4% کاهش یافته و برتری کازینو 5.26% است. هیچ سیستم شرط بندی، از جمله دالامبر، نمی تواند این برتری ریاضیاتی کازینو را در بلندمدت شکست دهد.
یک مثال عملی از استراتژی دالامبر
بیایید ببینیم این سیستم در عمل چگونه کار می کند. فرض کنید واحد پایه شما 10 دلار فقط روی “سیاه” شرط می بندید.
سناریوی اول: بازگشت از ضرر (مثال اصلی)
- شرط اول: 10 دلار روی سیاه. نتیجه: قرمز (باخت).
وضعیت: 10- دلار. | شرط بعدی: 20 دلار (10+10). - شرط دوم: 20 دلار روی سیاه. نتیجه: قرمز (باخت).
وضعیت: 30- دلار (10+20). | شرط بعدی: 30 دلار (20+10). - شرط سوم: 30 دلار روی سیاه. نتیجه: سیاه (برد).
وضعیت: 0 دلار (30- + 30). | شرط بعدی: 20 دلار (30-10). - شرط چهارم: 20 دلار روی سیاه. نتیجه: سیاه (برد).
وضعیت: 20+ دلار (0 + 20). | شرط بعدی: 10 دلار (20-10).
در این دنباله، با وجود داشتن تعداد مساوی برد و باختاخت)، بازیکن 20 دلار (معادل دو واحد پایه) سود کرده است. این ویژگی جذاب سیستم دالامبر است.
سناریوی دوم: مواجهه با باخت های متوالی (Losing Streak)
حالا یک سناریوی بدتر را تصور کنید (واحد پایه 10 دلار):
- شرط 1 (10$): باخت. (مجموع ضرر: 10$) -> شرط بعدی 20$
- شرط 2 (20$): باخت. (مجموع ضرر: 30$) -> شرط بعدی 30$
- شرط 3 (30$): باخت. (مجموع ضرر: 60$) -> شرط بعدی 40$
- شرط 4 (40$): باخت. (مجموع ضرر: 100$) -> شرط بعدی 50$
- شرط 5 (50$): باخت. (مجموع ضرر: 150$) -> شرط بعدی 60$
پس از 5 باخت متوالی، شما 150 دلار ضرر کرده اید و شرط بعدی شما 60 دلار است.
مقایسه با مارتینگل: پس از 5 باخت، شما (10+20+40+80+160) = 310 دلار ضرر کرده بودید و شرط بعدی شما باید 320 دلار می بود. تفاوت در مدیریت ریسک کاملاً آشکار است.
سناریوی سوم: توالی برد و باخت متناوب (Choppy Sequence)
این سناریو (W-L-W-L-L-W) در رولت بسیار رایج است (واحد پایه 10 دلار):
- شرط 1 (10$): برد. (وضعیت: 10+) -> شرط بعدی 10$ (کف)
- شرط 2 (10$): باخت. (وضعیت: 0) -> شرط بعدی 20$
- شرط 3 (20$): برد. (وضعیت: 20+) -> شرط بعدی 10$
- شرط 4 (10$): باخت. (وضعیت: 10+) -> شرط بعدی 20$
- شرط 5 (20$): باخت. (وضعیت: 10-) -> شرط بعدی 30$
- شرط 6 (30$): برد. (وضعیت: 20+) -> شرط بعدی 20$
در این سناریوی متناوب با 3 برد و 3 باخت، بازیکن باز هم 20+ دلار (دو واحد پایه) سود کرده است. این نشان می دهد که سیستم در شرایطی که تعداد بردها و باخت ها نزدیک به هم باشد، عملکرد خوبی دارد.
مزایا و جذابیت های روانشناختی سیستم دالامبر
استراتژی شرط بندی دالامبر در رولت مزایای جذابی دارد، به ویژه برای بازیکنانی که سبک شرط بندی منظم، ساختاریافته و کنترل شده ای را به هیجان کاذب و ریسک های بزرگ ترجیح می دهند.
ریسک کمتر نسبت به سایر سیستم های پیشرفت
مزیت اصلی و غیرقابل انکار سیستم دالامبر، کاهش شدید نوسانات و ریسک�زودن تنها یک واحد پس از باخت، احتمال رسیدن به حد شرط حداکثر میز (Table Limit) یا تمام شدن ناگهانی موجودی (Going Broke) در یک دور باخت طولانی، بسیار کمتر از مارتینگل است. این حفاظت از سرمایه، سنگ بنای قمار حرفه ای است.
ساده بودن و سهولت اجرا
سیستم دالامبر به طرز فریبنده ای ساده و شهودی است. این استراتژی نیازی به محاسبات ذهنی پیچیده، دنبال کردن دنباله های عددی (مانند فیبوناچی) یا به خاطر سپردن الگوها ندارد. چه یک بازیکن باتجربه رولت باشید و چه یک تازه کار، به راحتی می توانید مقدار شرط خود را فقط با یادآوری واحد پایه و نتیجه ی آخرین دور، محاسبه و تنظیم کنید.
جنبه روانی: اجتناب از استرس و تصمیمات هیجانی
قمار می تواند یک فعالیت پر استرس باشد. سیستم های تهاجمی مانند مارتینگل، با دو برابر کردن سریع شرط، می توانند باعث ایجاد اضطراب و وحشت� شوند. این فشار روانی اغلب منجر به تصمیمات هیجانی و کنار گذاشتن استراتژی می شود. دالامبر، با پیشرفت آهسته و پیوسته اش، به بازیکن احساس کنترل می دهد. این آرامش روانی به حفظ انضباط (Discipline) کمک شایانی می کند.
طراحی شده برای سودهای تدریجی
اگرچه سیستم دالامبر نمی تواند سودهای کلان و ناگهانی در یک دور برد کوتاه ایجاد کند، اما برای تأمین سودهای تدریجی و افزایشی در بلندمدت طراحی شده است. همانطور که در مثال ها نشان داده شد، این سیستم در شرایطی که تعداد بردها و باخت ها تقریباً برابر باشد، به خوبی عمل می کند و سود تولید می کند.
تکنیک های پیشرفته با استراتژی شرط بندی دالامبر
در حالی که استراتژی پایه دالامبر به تنهایی کارآمد است، شرط بندان پیشرفته می توانند آن را با تکنیک هایی ترکیب کنند تا نتایج خود را بهینه سازی کرده و ریسک را مؤثرتر مدیریت کنند.
استراتژی دالامبر معکوس (Reverse D’Alembert)
یک تغییر جالب از سیستم استاندارد، استراتژی دالامبر معکوس�ک سیستم پیشرفت مثبت (Positive Progression) است.
- پس از هر برد، شرط خود را یک واحد افزایش می دهید.
- پس از هر باخت، شرط خود را یک واحد کاهش می دهید (تا رسیدن به کف واحد پایه).
فلسفه:ه دنبال بهره برداری حداکثری از دوره های برد (Winning Streaks) و کاهش ضررها در دوره های باخت (Losing Streaks) است. این سیستم از نظر تئوری امن تر است زیرا شما فقط با پولی که برده اید، شرط خود را افزایش می دهید، اما پتانسیل بازیابی ضرر در آن کمتر از دالامبر استاندارد است.
ترکیب با محدودیت های توقف ضرر (Stop-Loss) و هدف برد (Take-Profit)
هیچ سیستم شرط بندی نباید بدون داشتن مرزهای مشخص اجرا شود. تعیین حد ضرر (Stop-Loss) (Take-Profit) برای مدیریت مؤثر موجودی حیاتی است.
- توقف ضرر: این محدودیتی است که مقدار پولی را که حاضر به از دست دادن آن در یک جلسه هستید، مشخص می کند. برای مثال، اگر موجودی شما 500 دلار است، ممکن است توقف ضرر را 150 دلار (یا 30% موجودی) تعیین کنید. اگر ضررهای شما به این مقدار رسید، باید فوراً بازی را متوقف کنید.
- هدف برد: به همان اندازه مهم است. شما باید هدفی برای سود خود تعیین کنید. مثلاً، 100 دلار سود (یا 20% موجودی). به محض رسیدن به این هدف، سود خود را قفل کرده و میز را ترک کنید. این کار از بازگرداندن سود به کازینو در اثر طمع جلوگیری می کند.
تنظیم پویای واحد شروع
بازیکنان بسیار پیشرفته ممکن است واحد پایه خود را به صورت ایستا (مثلاً 10 دلار) در نظر نگیرند، بلکه آن را به صورت درصدی از موجودی فعلی خود (مثلاً 1%) تعریف کنند. با افزایش موجودی کل، واحد پایه کمی بزرگتر می شود و با کاهش آن، واحد پایه کوچکتر می شود. این کار به طور خودکار ریسک را در هنگام ضرر کاهش و پتانسیل سود را در هنگام برد افزایش می دهد، هرچند محاسبات آن کمی پیچیده تر است.
چالش ها و واقعیت های استراتژی دالامبر

اگرچه استراتژی شرط بندی دالامبر در رولت بسیار کم ریسک تر از جایگزین های خود است، اما یک گلوله نقره ای یا تضمینی برای برد نیست. درک محدودیت ها و ریسک های آن برای هر بازیکن جدی ضروری است.
خطر دوره های طولانی باخت
بزرگترین دشمن هر سیستم پیشرفت منفی، یک دوره باخت طولانی و مداوم است. اگرچه پیشرفت حسابی دالامبر کند است، اما مجموع ضررها در یک باخت طولانی می تواند قابل توجه شود. یک سری طولانی از باخت ها (مثلاً 15 باخت متوالی، که اگرچه نادر است اما از نظر آماری غیرممکن نیست) می تواند منجر به ضررهای سنگین و افزایش قابل توجه مبلغ شرط بعدی شود و بخش بزرگی از موجودی شما را از بین ببرد.
محدودیت های میز (Table Limits)
همه ی کازینوها، چه آنلاین و چه فیزیکی، دارای حداقل و حداکثر شرط برای هر میز هستند. سیستم دالامبر بسیار کمتر از مارتینگل با مشکل سقف شرط مواجه می شود، اما در یک دوره باخت بسیار طولانی، هنوز این احتمال وجود دارد که مبلغ شرط مورد نیاز شما (مثلاً پس از 25 باخت متوالی) از سقف مجاز میز فراتر رود. در این نقطه، استراتژی شکست می خورد زیرا شما دیگر نمی توانید برای جبران ضرر، شرط خود را افزایش دهید.
حاشیه سود کوچک و بازیابی آهسته
سیستم دالامبر برای سودهای تدریجی طراحی شده است، نه بردهای بزرگ. این بدان معناست که حاشیه سود کوچکین، بازیابی ضرر پس از یک دوره باخت طولانی، می تواند بسیار آهسته و زمان بر باشد. شما ممکن است به تعداد زیادی برد نیاز داشته باشید تا ضررهای ناشی از یک دوره باخت بد را جبران کنید.
تاریخچه و شخصیت های برجسته در رولت و سیستم های شرط بندی
برای درک کامل زمینه ای که استراتژی دالامبر در آن متولد شد، نگاهی به تاریخچه رولت و افرادی که مجذوب آن شدند، مفید است.
ژان لو رُوند دالامبر (Jean le Rond d’Alembert)
همانطور که گفته شد، دالامبر (1717-1783) یک غول فکری در عصر روشنگری فرانسه بود. او بیشتر به خاطر کارهایش در ریاضیات (معادله موج) و همکاری با دنی دیدرو در *Encyclopédie* مشهور است. علاقه او به احتمالات، او را به سمت تئوری پردازی در مورد بازی های شانسی سوق داد. اگرچه تئوری تعادل او در احتمالات رد شده است، اما سیستم شرط بندی منسوب به او به دلیل ساختار منطقی اش باقی مانده است.
رولت در گذر زمان: از پاریس تا لاس وگاس
اگرچه ریشه های رولت به تلاش های بلیز پاسکال (Blaise Pascal)دهم برای ساخت ماشین حرکت دائمی بازمی گردد، اما شکل مدرن بازی در اواخر قرن هجدهم در پاریس ظاهر شد. نقطه عطف کلیدی در سال 1843 رخ داد، زمانی که برادران فرانسوی، فرانسوا و لوئی بلان (François and Louis Blanc)، چرخ رولت با “تک صفر” (Single Zero) را در کازینوی خود در شهر آبگرم آلمانی باد هومبورگ معرفی کردند. این کار برتری کازینو را به شدت کاهش داد و محبوبیت رولت اروپایی را تضمین کرد. بعدها این بازی به آمریکا رفت، جایی که برای افزایش سود کازینو، “دو صفر” (00) به آن اضافه شد و رولت آمریکایی متولد شد.
بازیکنان و سلبریتی های معروف
شیفتگی به رولت و جستجو برای “سیستم” برنده، الهام بخش بسیاری بوده است:
- فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky): نویسنده بزرگ روس، تجربیات ویرانگر خود با اعتیاد به رولت در کازینوهای آلمان را در شاهکار خود “قمارباز” (The Gambler) که در سال 1867 منتشر شد، به تصویر کشید.
- چارلز ولز (Charles Wells): در سال 1891، چارلز ولز با “شکستن بانک” (بردن تمام چیپ های موجود روی میز) چندین بار در کازینوی مونت کارلو به شهرت رسید. اگرچه او ادعا می کرد سیستمی دارد، اما تحلیل ها نشان می دهد که او صرفاً یک دوره برد آماری بسیار خوش شانس را تجربه کرده است.
- شان کانری (Sean Connery): داستانی مشهور (و شاید تا حدی اغراق آمیز) وجود دارد که بازیگر نقش جیمز باند، در سال 1963 در کازینویی در ایتالیا، چندین بار متوالی روی شماره 17 شرط بست و برنده ی مبلغ قابل توجهی شد.
این شخصیت ها، اگرچه مستقیماً از دالامبر استفاده نمی کردند، اما فرهنگ جستجوی یک استراتژی برنده در رولت را که دالامبر بخشی از آن است، تقویت کردند.
نتیجه گیری
استراتژی شرط بندی دالامبر در رولتختاریافته، کلاسیک و قابل مدیریت برای نزدیک شدن به بازی رولت است. این استراتژی یک ابزار مدیریت سرمایه قدرتمند است، نه یک فرمول جادویی برای برد تضمینی. سیستم پیشرفت حسابی و ثابت آن، تعادل جذابی بین ریسک و پاداش ارائه می دهد که برای بازیکنانی که می خواهند از افزایش شدید و استرس زای شرط ها در استراتژی های تهاجمی مانند مارتینگل اجتناب کنند، ایده آل است.
این روش به شما هیجان بازی را می دهد، در حالی که با منطقی قابل پیش بینی به شما امکان می دهد تا کنترل بیشتری بر نوسانات موجودی خود داشته باشید. با تنظیم دقیق واحد پایه، گنجاندن تغییرات پیشرفته ای مانند دالامبر معکوس، و مهم تر از همه، تعیین محدودیت های واضح برای برد و باخت (Stop-Loss و Take-Profit)، بازیکنان باتجربه می توانند شانس موفقیت خود را با این استراتژی کلاسیک به حداکثر برسانند.
در نهایت، کلید موفقیت در تسلط بر سیستم دالامبر، صبر�هنین و درک صحیح از این واقعیت است که هیچ سیستمی نمی تواند برتری ریاضیاتی بلندمدت کازینو را خنثی کند. همیشه مسئولانه بازی کنید.
سوالات متداول (FAQ)
- آیا استراتژی دالامبر تضمینی برای برد در رولت است؟خیر. هیچ استراتژی شرط بندی، از جمله دالامبر، نمی تواند برد را تضمین کند. هر چرخش رولت مستقل است و برتری کازینو (House Edge) (ناشی از وجود ‘0’ و ’00’) در بلندمدت همیشه به نفع کازینو عمل می کند. دالامبر صرفاً ابزاری برای مدیریت سرمایه و کنترل نوسانات است.
- تفاوت اصلی بین استراتژی دالامبر و مارتینگل چیست؟تفاوت اصلی در سرعت پیشرفت است. مارتینگل از پیشرفت هندسی (دو برابر کردن شرط: 1، 2، 4، 8) استفاده می کند که بسیار پرریسک است. دالامبر از پیشرفت حسابی (اضافه کردن یک واحد: 1، 2، 3، 4) استفاده می کند که بسیار کم ریسک تر و کندتر است.
- بهترین واحد پایه (Base Unit) برای شروع چقدر است؟یک قانون کلی خوب این است که واحد پایه خود را بخش کوچکی از کل موجودی خود، معمولاً بین 0.5% تا 1%، در نظر بگیرید. اگر 1000 دلار سرمایه دارید، واحد پایه 5 یا 10 دلاری مناسب است. این کار مقاومت شما را در برابر دوره های باخت طولانی افزایش می دهد.
- آیا می توان از استراتژی دالامبر در بازی های دیگر کازینو استفاده کرد؟بله. این استراتژی می تواند برای هر بازی که شرط های با شانس برابر (Even Money Bets) ارائه می دهد، استفاده شود. این شامل بازی هایی مانند بلک جک (Blackjack)، باکارات (Baccarat) و شرط Pass/Don’t Pass در بازی کرپس (Craps) می شود.
-
نقطه ضعف اصلی سیستم دالامبر چیست؟
دو نقطه ضعف اصلی وجود دارد: 1) بازیابی آهسته ضرر دوره باخت، ممکن است به تعداد زیادی برد نیاز داشته باشید تا به نقطه سربه سر برگردید. 2) دوره های باخت طولانی؛ اگرچه ریسک آن کمتر از مارتینگل است، اما یک دوره باخت بسیار طولانی همچنان می تواند بخش قابل توجهی از سرمایه ی شما را از بین ببرد.